دلم می خواهد زار بزنم. گریه کنم، پاهایم را بکوبم به زمین، به دیوار تند تند مشت بکوبم، دلم می خواهد داد بزنم، بعد آرام شوم. ولو شوم روی زمین و در حالی که پیشانی ام یخ کرده، خیلی آهسته، با صدای از ته چاه درآمده بگویم ببخشید. اما کسی نیست که این ادا اطوارها را برایش دربیاورم. کسی نیست که بنشیند روانی بازی ام را تماشا کند. هیچکس نیست که من دیوانه شوم اما او دیوانه نشود. هیچکس نیست که بهش بگویم برو بابا و نرود بابا. از همه مهمتر اینکه هیچ کس نیست که بهش بگویم
برچسب:
نویسنده: پندار محبی
آدمی که عاشق می شود خودش سرش به تنش زیادی کرده. وگرنه معشوق که با او کاری نداشته...
برچسب: سربازی,
نویسنده: پندار محبی
برچسب: زایش,
نویسنده: پندار محبی
برچسب:
نویسنده: پندار محبی
اما من ندویدم. کشیده شدم. مثل گوسفندی که به قربانگاه می برندش.
برچسب: _,_liaadiazz,_crt_secure_no_warnings,_ emoticon,_hytb_,__dirname,__init__ python,_9mother9horse9eyes9,__dopostback,__name__ python,
نویسنده: پندار محبی
برچسب:
نویسنده: پندار محبی
برچسب:
نویسنده: پندار محبی
برچسب: زمانی که باد بوزد,کتاب زمانی که باد بوزد,باد خنکی که شب بوزد,رمان زمانی که باد بوزد,
نویسنده: پندار محبی
برچسب:
نویسنده: پندار محبی
-خوشبختی تو!
-آرزوی منم همینه!
-چی؟
-خوشبختی خودم دیگه!
-آها...!
برچسب:
نویسنده: پندار محبی
برچسب: دل و جگر,دل و جگر در لندن,دل و جگر مرغ,دل و جگر بوقلمون,دل و جگر در بارداری,دل و جگر گوسفندی,دل و جگر سلطان,دل و جگر گاو,دل و جگر شترمرغ,دل و جگر کبابی,
نویسنده: پندار محبی